نخواهم گفت،

نخواهم نوشت،

دیگر بس است اینهمه گوش ناشنوا، چشم نابینا، فکر آلوده،

دیگر بس است گفتن و نشنیدن،

دیگر بس است این همه فریاد آنهم در جمع ناشنوایان،

دیگر بس است.


مگر میشود نور خورشید را به نابینا نشان داد؟

مگر می شود به خواب آلوده سخن از زیبایی ماه گفت ؟

مگر می شود به چشم آلوده سخن از وسعت زیبایی گفت؟


نمی دانم،

این که میشود یا نه را نمی دانم،

اما

دیروز دوستی می گفت؛

مگر می شود بدانی و نگویی؟

مگر می شود ببینی و نشان ندهی؟

مگر می شود بروی و بمانیم؟

به او گفتم می شود،

آری می شود که نشد!!!